خرید بک لینک
میدانی نازنین... انگار اصلا تقدیر بعضیها را با تنهایی سرشتهاند. مثلا حتی وقتی میروند تا چند روزی با خانواده باشند، وقتی قرار مدار رفتن به کوه میگذارند، آخرش برنامهها یک جوری چیده میشود که همه نیستند و شلوغپلوغ نمیشود... آخرش فقط خودش میرود و بچهها و پدرش، که رانندهشان بوده!دلم گرفت آن روز... وقتی یادم به عکسهایی میافتاد از بیرون رفتنهایی که دیده بودم و همهشان بودند. و حالا هیچ کی... بگو هرکدام به دلیل موجهی اصلا! دلی که بخواهد غصهاش بشود دیگر دلیل منطقی حالیش نمیشود که.و حالا دارم برمیگردم. «میروم به سوی سرنوشت»! به استقبال تابستانی با کلی اتفاق و تغییر. که هرکدام میتواند شروع فصلی جدید باشد. با محتوایی نامعلوم! + نوشته شده توسط محی بانو در شنبه دوم تیر ۱۴۰۳ و ساعت 21:2 |

برچسب: نویسنده: پارسا فرهادی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 0:42

صفحه بندی